Adel Aliaskari,PMP
Contact me
My Profile
Blog Author(s) Adel Aliaskari,PMP
Previous Months Home Archive خرداد ٩۳ فروردین ٩۳ فروردین ٩٢ مهر ٩۱ خرداد ٩۱ اسفند ٩٠ بهمن ٩٠ دی ٩٠ آذر ٩٠ مهر ٩٠ شهریور ٩٠ امرداد ٩٠ بهمن ۸٩ دی ۸٩ آبان ۸٩ شهریور ۸٩ امرداد ۸٩ اردیبهشت ۸٩ اسفند ۸۸ دی ۸۸ آذر ۸۸ آبان ۸۸ مهر ۸۸ More ...
      Persian PM (All topics related to Project Management)
اجرای پروژه های سد سازی با پیمانهای Lump-Sum (قیمت مقطوع ) by: Adel Aliaskari,PMP

اجرای پروژه های سد سازی با روش Lump-Sum  (قیمت مقطوع ) در کشور ما تجربه کاملا جدیدی به شمار می رود.

 ابتدا در خصوص روش واگذاری پیمان به این روش توضیح مختصری عرض می کنم .این روش که در پروژه های کلید در دست (Turn-Key  یا اجرا به روش EPC  ) کاربرد دارد بدین معنی می باشد که کارفرما مقدار کار مشخصی را در قبال مقدار پول مشخصی تعریف می نماید و جهت اجرای آن قسمت از کار فقط به میزان ذکر شده به پیمانکار  پول تعلق می گیرد .در روش اجرای سنتی کارهای سیویل در حیطه سد سازی که در کشور ما رواج داشت پیمانکاربر اساس فهرست بهای منظم به پیمان هر مقدار که کار انجام میداد با تایید مشاور کارفرما، پول دریافت می کرد ولی در روش جدید Lump-Sum  فقط مقدار معینی پول جهت اجرای بخش مشخصی از کاربه پیمانکار تحویل داده می شود .به عنوان مثال در روش قیمت مقطوع برای حفاری  جناح راست از بدنه یک سد حجم 500000 متر مکعب درقبال دریافت 300000 یورو در نظر گرفته می شود و چنانچه پیمانکار برای برداشت این حجم از سنگ مبلغ بیشتری نیز هزینه کند فقط همان مبلغ 300000 یورو به او تعلق میگیرد.در حالی که در روش قدیمی چنانچه پیمانکار جهت اتمام این بخش از کار بیشتر از حجم پیش بینی شده نیز برداشت میکرد ،با تایید مشاور وبر اساس قیمت واحد مندرج در فهرست بهای منظم به پیمان جهت اجرای بخش اضافی نیز پول دریافت می کرد .

قبل از ادامه مطلب لازم می دانم  در خصوص پیمانهای کلید در دست (Turn-Key (  یا EPC  توضیح مختصری عرض کنم .دراین نوع از پیمانها کارفرما مسئولیت اجرا وتحویل دهی پروژه را بطور کامل به پیمانکار واگذار می کند. در این روش پیمانکار 10 مرحله طراحی تا ساخت و تحویل دهی را به عهده می گیرد. ریسک کارفرما در این روش به حداقل می رسد و حیطه مسئولیتی کارفرما و مشاور نیز به تاییدیه نقشه ها و طراحی ها محدود می گردد . عموما ساختارسازمانی  پیمانکار نیز در این روش چون مسئولیت تمامی مراحل طراحی و اجرا به عهده آن می باشد بصورت دو یا چند شرکت که تشکیل یک کنسرسیوم را داده اند می باشد.

تشکیل کنسرسیوم برای اجرای چنین پروژه هایی معمولا به این دلیل میباشد که به علت حیطه وظایف و مسئولیتهای گسترده پیمانکار در اینگونه پروژه ها ، نیاز به تخصص های گوناگون که معمولا بصورت واحد و یکپارچه در یک شرکت پیمانکاری وجود ندارداحساس میگردد لذا وجود دو یا چند شرکت مکمل که هر یک در یک حیطه تخصص و تجربه دارند لازم می باشد. بعنوان مثال در نظر بگیرید که شرکتهای بزرگ پیمانکاری در حیطه سیویل عموما تجربه ای در حیطه تجهیزاتE &M  ندارند و حضور یک شرکت مکمل تجهیزاتی در کنار شرکت اجرا کننده سیویل جهت اجرای یک پروژه سد سازی احساس می گردد . چنانچه بعضا پیمانکار اصلی اجرا کننده طرح که مسئولیت تحویل دهی کلی پروژه را دارد با شرکت دیگری تشکیل کنسرسیوم ندهد (که بعضا اتفاق نمی افتد ) بایستی در مرحله مناقصه شرکتهای دیگری را  به عنوان JOINT جهت اجرای قسمتهایی از کار که در حیطه تخصصی آن شرکت نمی باشد به کارفرما معرفی کند.

از بحث اصلی یادداشت دور افتادیم. در ابتدای مقاله عرض کردم که چنین روش دریافتی در  پروژه های سد سازی در کشور ما روشی کاملا جدید می باشد . علی رغم اینکه این روش در پروژه های نفت و گاز سالهاست که به عنوان اولین انتخاب جهت واگذاری پیمان به پیمانکاران مورد استفاده قرار می گیرد و تمامی پیمانکاران بزرگ و متوسط  این حیطه با روش اجرای Turn-Key   و روش دریافت پول با روش Lump-Sum آشنا هستند ، این تجربه در صنعت سد سازی کاملا جدید می باشد.دلیل این امر نیز پیچید گیهای خاص در حین اجرای  پروژه های سد سازی می باشد که پیش بینی کار ها را قدری مشکل می سازد  .به عنوان مثال شرایط زمین در زمان اجرا ، میزان بحرانی بودن یا نبودن فعالیت  از لحاظ زمانی و توان مالی کارفرما جهت پشتیبانی مالی  در زمان اجرای راه ها و تونل های دسترسی موجب انتخاب یکی ازدو گزینه های حفر تونل و یا ایجاد جاده دسترسی می شود که هر کدام از این دوروش هزینه و زمان متفاوت با یکدیگر دارند

.  تا جایی که بنده اطلاع دارم اولین پروژه سد سازی که در فهرست بهای منظم به پیمان آن بخشی از پروژه بصورت Lump-Sum  تعریف شده است پروژه سد و نیروگاه سیاه بیشه می باشد که در حال اجرا میباشد و دومین تجربه در این زمینه پروژه سد و نیروگاه رودبارلرستان می باشد.

در این روش فهرست بهای منظم به پیمان به دوبخش قیمت مقطوع (Lump-Sum  ) وقابل اندازه گیری (Measured  ) تقسیم می شود.

بخش Measured  

همان بخشی از کار می باشد که پیش بینی دقیقی از حجم کار در این قسمت وجود ندارد و فقط بهای واحد برای آن در نظر گرفته می شود و طبق روش سنتی استفاده از فهرست بهای منظم به پیمان حجم انجام شده کارها با قیمت واحد مندرج در فهرست بها قیمت گذاری شده و در صورت وضعیت درج می گردد. به عنوان مثال برای هر متر مکعب خاکبرداری در این قسمت 1 یورو در نظر گرفته می شود ( اگر چه برای اینکه مبلغ کلی قرار داد و پروژه مشخص شود در این قسمت نیز یک پیش بینی از احجام احتمالی صورت می گیرد تا مبلغ کلی قرار داد مشخص شود ) ولی آنچه که در عمل برای پرداخت به پیمانکار مد نظر و ملاک قرار می گیرد شرایط پیش آمده و احجام اجرا شده در زمان اجرا با تایید مشاور می باشد.در این قسمت عموما فعالیتهایی گنجانده می شوند که حجم آنها قابل پیش بینی نیست .بعنوان مثال کارفرما کلیه کارهای زیزمینی (اعم از حفاری در خاک و سنگ وتحکیمات زیر زمینی ) را در قسمت Measured  می گنجاند.

بخش Lump-Sum  

این قسمت که همان قسمت قیمت مقطوع می باشد شامل قسمتهایی از کار می باشد که کارفرما برای آنها حجم مشخص و قیمت مقطوع در نظر گرفته است. شاخص ترین اقلام موجود دراین قسمت از فهرست بها ، تجهیزات می باشند که کاملا مقدار و قیمت آنها مشخص است. برخی از قسمتهای اجرایی در حیطه سیویل نیز در این قسمت گنجانده میشود که برای اجرای آنها پیمانکار مبلغ کاملا مقطوعی را دریافت خواهد داشت .این قسمت از کار نیازمند توجه ودقت ویژه پیمانکار و کارفرما می باشد. خصوصا پیمانکاربایستی توجه ویژه به اجرا ، اندازه گیری کار انجام شده و سیستم حسابداری صنعتی جهت تهیه قیمت تمام شده داشته باشد تا هر زمان از سود ده بودن اجرای کار مطمئن گردد .روش پرداخت کارفرما برای آیتمهای این قسمت معمولا بصورت تعریف جدول مرحله ای کار ها  (Milestone  ) می باشد. بدین صورت که آیتمهای موجود در این قسمت بصورت واحد های کوچکتری از کار  در جداول مفصلی شکسته می شوند  که برای هر واحد یک مبلغ مشخص و یک حجم مشخص درنظر گرفته می شود و هر زمان که پیمانکار حجم کار مشخص شده در هر مایلستون را انجام داد، مبلغ آن مایل استون را دریافت می دارد.

برخی از ویژگیهای خاص این روش به شرح زیر می باشد :

1-در روش پرداختی Lump –Sum  ریسک کارفرما به حداقل می رسد. در حقیقت  کارفرما در این روش از روش انتقال ریسک به پیمانکار جهت مدیریت ریسک استفاده می کند.در مقابل ریسکهای پیمانکار بهحداکثر می رسد

2- به دلیل مقطوع بودن کار برای پیمانکار وجود یک سیستم منسجم مدیریت و کنترل پروژه همراه با یک سیستم حسابداری صنعتی جهت کنترل و مدیریت دقیق کارها در این روش الزامی می باشد. پیمانکارانی که از لحاظ ساختار سازمانی و بلوغ سیستم  مدیریت پروژه در سطوح پایینی قرار دارند معمولا در این نوع روشها به زیان دهی می رسند.

3- تهیه جدول پرداختهای مرحله ای ( Milestones  ) از سوی پیمانکار همراه با مشارکت و تایید مشاور و کارفرما دراین روش از اهمیت بسیاری برخوردار می باشد. چنانچه کارها در این روش به میزان کافی خورد نشوند و یا بصورت مراحل کاملا مشخص وقابل تفکیک و قابل اندازه گیری شکسته نشوند ریسک پیمانکار در مورد دریافت مبلغ هر مایلستون به شدت افزایش می یابد.به عنوان مثال چنانچه حفاری یک تونل ازکیلومتراژ1 تا 10 به عنوان یک مایلستون تعریف گردد و پیمانکار تا کیلومتراژ 9 را حفاری نماید و لی در این مقطع کار بنا به دلایلی متوقف گردد ، پیمانکار به دلیل عدم تحقق شرط مایلستون که حفاری 10 کیلومتر میباشد هیچ پولی را تا زمان تکمیل کار در یافت نخواهد کرد . حال در نظر بگیرید که به دلیل ریزش تونل ممکن است ادامه کار پس از یک وقفه طولانی مجددا میسر گردد . در حقیقت اشتباه پیمانکار در خصوص عدم شکست کار به واحد های کوچکتر باعث این مشکل برای او گردیده است.

4-در تهیه مایلستون ها برای این روش معمولا بدین صورت توصیه می گردد که هر مایلستون به نحوی شکسته گردد که در فواصل یک هفته الی 2 هفته ای قابل تحقق باشد . بدین ترتیب  اگر بنا به دلایلی هر کدا م از مایلستون ها تحقق نیافت و یا کارمعلق شد ، حد اکثر کاری به میزان یک یا دوهفته قابلیت ادعا در صورت وضعیت را نداشته باشد.

در آینده احساس می کنم که بایستی توضیحات بیشتری در خصوص انواع پیمانها خدمتتان عرض کنم.

 

 

 

 

 

  Comments ()
Recent Posts connection LinkedIn Training Courses Earned Value Management System (EVMS) Qualitative Risk Modeling In Primavera Risk Analysis Maturity Models in Project Management PMBOK 2012 Project Management Training Courses Iran and the UAE trade relationships Some questions and answers about EPC projects
My Tags مدیریت پروژه (٥) primavera p6 (٥) epc (۳) pmp (۳) pmbok (۳) برنامه زمانبندی (۳) انواع قرارداد (٢) evm (٢) pmi (٢) مدیریت ریسک (٢) کنترل پروژه (٢) تغییرات بودجه پروژه (٢) pertmaster (٢) مدیریت ریسک پروژه (٢) primavera risk analysis (٢) linkedin (٢) pem (۱) evms (۱) s-curve (۱) اهداف استراتژیک (۱) pmp exam (۱) نظریه جان هالند (۱) fidic (۱) قراردادepc (۱) علل تاخیر در پروژه های عمرانی (۱) مدیریت منابع انسانی (۱) انواع روشهای پرداخت (۱) l/c (۱) خرید خارجی (۱) opm3 (۱) project finance (۱) feed (۱) lump sum (۱) ms project (۱) persian gulf (۱) اعتبارات اسنادی (۱) برآورد هزینه پروژه (۱) cost estimating (۱) replan (۱) reschedule (۱) نمودار s-curve (۱) kick-off meeting (۱) مدیریت ارتباطات (۱) ثبت درصد پیشرفت (۱)
My Friends PMI Primavera FIDIC DBIA ICC Cybertech bluevisions انجمن مدیریت پروژه ایران نادر خرمی راد